چهار شنبه سوری:
این جشن در شب پیش از واپسین چهار شنبه سال برگزار می شود. چون این جشن هنوز هم در بین مردم رایج هست نیازی به توضیح ندارد. پیشتر هم این جشن با جزئیات خود در بین مردم طایفه برگزار می شده است.
جشن چله بدر(تلفظ شود:chelleh bedar):
این جشن در روز های پیش از نوروز ویژه ی دام های مردم بوده از آنجا که مردم برای حیواناتشان احترام خاصی قائل بودند این جشن را برای آنها می کرفتند. جزئیات این رسم به این صورت بوده :
یک روز پیش از نوروز روز علفه نام داشته که مردم در این روز برای سیزده روز عید نان شیرین(یک نوع نان محلی بسیار خوشمزه که با آرد ، گلاب ، شکر و چند چیز دیگر درست می شود) می پختند و با حنا پیشانی و یا کمر حیوانات (بزها و گوسفندان) سفید رنگ خود را ، رنگی می کردند.
سیزده بدر:
این سیزده بدر هم از آن رسوماتی است که هنوز بین مردم رواج دارد و نیاز به توضییح ندارد. فقط دو مورد از آداب این سنت دربین مردم طایفه ما انجام می شده که امروزه فراموش شده اند.
مردم در این روز هرکدام به یک علف سبز هفت گره می زدند و آروزها و دعا های خود را برای سال نو زمزمه می کردند.
مردم در پسین (عصر) این روز آب دهان خود را روی تکه سنگی می ریختند و آن را پشت سر خود پرت می کردند ، آنها بر این باور بودند که با این کارشان سنگینی مشکلات سال پیش را از خود دور کرده اند.
سخن پایانی: اگرچه این رسومات امروزه خرافات و بی ارزش به نظر می آید ولی هنگامی که به فلسفه ی بوجود آمدنشان و تاثیری که روی روان مردم داشته نگاه کنیم ، با توجه به قانون جاذبه و تلقین ، این رسومات خیلی جالب بودند.
این جشن در شب پیش از واپسین چهار شنبه سال برگزار می شود. چون این جشن هنوز هم در بین مردم رایج هست نیازی به توضیح ندارد. پیشتر هم این جشن با جزئیات خود در بین مردم طایفه برگزار می شده است.
جشن چله بدر(تلفظ شود:chelleh bedar):
این جشن در روز های پیش از نوروز ویژه ی دام های مردم بوده از آنجا که مردم برای حیواناتشان احترام خاصی قائل بودند این جشن را برای آنها می کرفتند. جزئیات این رسم به این صورت بوده :
هنگامی که مردم می خواستند جایگاه زمستانه ی(قشلاق) خود را به قصد جایگاه تابستانه(ییلاق) یشان ترک کنند (هر سال نزدیک های نوروز این کار را می کردند). دو طرف ورودی آغل (aaghol جایگاه دام ها) آتش روشن می کردند. سپس با به هم زدند تکه های آهن به هم سروصدا ایجاد می کردن و حیوانات را مجبور می کردند از بین دو آتش بگذرند و آغل زمستانه شان را ترک کنند. هدف این جشن این بوده که با آتش نکبت سال گذشته از دام های زدوده شود.

یک روز پیش از نوروز روز علفه نام داشته که مردم در این روز برای سیزده روز عید نان شیرین(یک نوع نان محلی بسیار خوشمزه که با آرد ، گلاب ، شکر و چند چیز دیگر درست می شود) می پختند و با حنا پیشانی و یا کمر حیوانات (بزها و گوسفندان) سفید رنگ خود را ، رنگی می کردند.
سیزده بدر:
این سیزده بدر هم از آن رسوماتی است که هنوز بین مردم رواج دارد و نیاز به توضییح ندارد. فقط دو مورد از آداب این سنت دربین مردم طایفه ما انجام می شده که امروزه فراموش شده اند.
مردم در این روز هرکدام به یک علف سبز هفت گره می زدند و آروزها و دعا های خود را برای سال نو زمزمه می کردند.
مردم در پسین (عصر) این روز آب دهان خود را روی تکه سنگی می ریختند و آن را پشت سر خود پرت می کردند ، آنها بر این باور بودند که با این کارشان سنگینی مشکلات سال پیش را از خود دور کرده اند.
سخن پایانی: اگرچه این رسومات امروزه خرافات و بی ارزش به نظر می آید ولی هنگامی که به فلسفه ی بوجود آمدنشان و تاثیری که روی روان مردم داشته نگاه کنیم ، با توجه به قانون جاذبه و تلقین ، این رسومات خیلی جالب بودند.
+ نوشته شده در 91/01/11ساعت
توسط کامران بهزادی | |
زیارتگاه سلطان پیر غیب یکی از زیارتگاه های منطقه جبل النارویه (جنوب شهرستان فیروزآباد فارس) موقعیت 44 52 طول شرقی و264 42 28 عرض شمالی است. با وجود اینکه در این زیارتگاه اصلا قبری وجود ندارد مردم به آن سر میزنند و از آن طلب حاجت می کنند. این زیارتگاه به صورت یک غار رو به غروب خورشید وجود دارد ، ورودی این غار خیلی تنگ است و حدود 10 تا 15 متر طول دارد، انتهای راه روی ورودی یک اتاق گونه ای وجود دارد که در آن یک محجر ساخته اند. مردم یک سری رسومات مانند انداختن پارچه به طرف سوراخی که بالای اتاقک انتهای غار است را در آنجا انجام می دهند.
تا چند سال پیش سنگی با گچ روی ورودی این زیارتگاه چسبانده بودن که روی آن جای یک پای برهنه فرو رفته بود و مردم آنرا به جای پای محمد حنفیه نسبت می دادند. متاسفانه این تکه سنگ قدیمی هم توسط سارقان آثار باستانی ربوده شده است.
در این غار یا زیارتگاه یک گودی به اندازه یک مشت وجود دارد که همیشه در آن آب است. مردم می گویند این جای پای اسب محمد حنفیه است.
مردم طبق داستانی که با جرئیات نقل می کنند تاریخ این زیارتگاه را به دوران آغازین اسلام در ایران نسبت می دهند و می گویند : "این مکانی است که محمد حنفیه از دست دشمن خود را به کوه زده ، کوه شکافته و وقتی وارد شکاف شده غیب شده است."
داستان هایی که در این زمینه نقل می شود هیچ سندیتی ندارد. حتی توجه نمی شود که ورودی تنگ زیارتگاه ، برای وارد شدن یک فرد هم مشکل است چه برسد به فردی سروار بر اسب.
با احترام و عقاید و آداب و رسوم مردم محترم طایفه من تحقیقاتم درباره این زیارتگاه را بنا به دلایلی با این فرض آغاز کردم که این تاریخ این بنا مربوط به دوران پیش از اسلام در ایران است .نتیجه این شد که این زیارتگاه می تواند یک معبد میترایی مربوط به دوران پیش از اسلام باشد.
دلایل شباهت هایی که این بنا با معابد میترائی دارد:
1. معماری این بنا ؛ همانگونه که گفته شد این زیارتگاه یک غار طبیعی است که البته بدنه آن جر چینی و در راهروی آن پله حجاری شده است. در گذشته معابد میترایی هیشه دور از شهر های و در غار می ساخته اند. و در جاهایی که غار نبوده معابد را بصورت زیر زمین می ساخته اند که روزخانه ها نیز ریشه در همان فرهنگ دارند. بیشتر مراسم مذهبی یزیدیان (مهر پرستان) در غاز انجام می شده است.
عکس معبد رئیس یا نیاسر در کاشان
2. چرا نام سلطان پیر غیب؟ مگر ادعا نمی شود که این مکان غیب شدن محمد حنفیه فرزند امام علی (ع) است پس چرا این نام را دارد؟ ؛
1) پیر یا پدر نام یکی از ستارگان هفتگانه و یکی از مراحل هفتگانه رسیدن انسان به میترا و بستن عهد و پیمان با وی است.
2) در میان بناهای مذهبی پیش از اسلام که پس از هجوم اعراب جلوه اسلامی پیدا کرده اند تعداد زیادی هستند که در نامشان از واژه پیر استفاده شده مانند:
لار و اطراف آن :پیر کهور، پیر سرخ،پیر زاویه،پیر پنهان،پیر کلندرو،پیر فاش،پیر خروس،پیر صدق،پیر شاه غیب،پیر مِشه، پیر اناغ،پیر براق،اردکان :پیر هریشت،مریم آباد یزد :ستی پیر،یزد :پیر بانو و پیر نارکی ووو
اگر در این بنا اثری از "تاورکتونی" پیدا شود می توان صد در صد این بنا را یک معبد میترایی خواند. تاورکتونی تصویر قربانی کردن یک گاو توسط میترا است. در صورتی که در این زمینه اطلاعاتی دارید می توانید از راه نظرات وبلاگ با ما در میان بگذارید.
اطلاعات اضافی:
آیین مهر پرستی یا میترائیسم یکی از آیینهای کهن ایرانی است که تا پیش از پیامبری اشو زرتشت بیشتر مردم ایران و هند به آن باور داشته اند. و حتی پس از چند هزار سال (تاریخ دقیق معلوم نیست ولی مطمئنا پیش از دوران زرتشت) هنوز هم در بعضی مناطق (مانند کنگاور ، کرمانشاه) کسایی پیرو این آیین هستند.
محمد حنفیه (محمد بنحنفیه)، از فرزندان امام علی (ع) که مادرش خوله حنفیه دختر جعفر بن قیس است و به همین جهت به این نام مشهور شدهاست.محمد در زمان حکومت عمر بن خطاب متولد شد و در ایام حکومت عبدالملک بن مروان درگذشت. سن او ۶۵سال بوده و در بقیع دفن شدهاست. او مردی عالم و نیرومند بوده و در جنگهای جمل و صفین شرکت داشت و بعد از شهادت علی (ع) در کنار برادران خود امام حسن مجتبی و امام حسین بود و به علت معلولیت و فلج دستان نتوانست در واقعه کربلا حاضر شود.فرقه کیسانیه او را امام و مهدی آخرالزمان می دانستند. این فرقه منقرض گشته و از بین رفتهاست. مختار بن ابیعبیده ثقفی كه بعدها به خونخواهی حسین بن علی قیام كرد خود را نماینده محمد حنفیه در کوفه معرفی کرد.
توجه : تحقیقاتم رو در این زمینه تکمیل تر می کنم .ولی چون درباره تاریخ و آداب و رسوم آیین میرایی منابع محدود است تحقیق کردن در این باره مشکل است از این رو در صورتی که شما هم در این زمینه اطلاعاتی دارید لطف می کنید بیان کنید.
تا چند سال پیش سنگی با گچ روی ورودی این زیارتگاه چسبانده بودن که روی آن جای یک پای برهنه فرو رفته بود و مردم آنرا به جای پای محمد حنفیه نسبت می دادند. متاسفانه این تکه سنگ قدیمی هم توسط سارقان آثار باستانی ربوده شده است.
در این غار یا زیارتگاه یک گودی به اندازه یک مشت وجود دارد که همیشه در آن آب است. مردم می گویند این جای پای اسب محمد حنفیه است.
مردم طبق داستانی که با جرئیات نقل می کنند تاریخ این زیارتگاه را به دوران آغازین اسلام در ایران نسبت می دهند و می گویند : "این مکانی است که محمد حنفیه از دست دشمن خود را به کوه زده ، کوه شکافته و وقتی وارد شکاف شده غیب شده است."
داستان هایی که در این زمینه نقل می شود هیچ سندیتی ندارد. حتی توجه نمی شود که ورودی تنگ زیارتگاه ، برای وارد شدن یک فرد هم مشکل است چه برسد به فردی سروار بر اسب.
با احترام و عقاید و آداب و رسوم مردم محترم طایفه من تحقیقاتم درباره این زیارتگاه را بنا به دلایلی با این فرض آغاز کردم که این تاریخ این بنا مربوط به دوران پیش از اسلام در ایران است .نتیجه این شد که این زیارتگاه می تواند یک معبد میترایی مربوط به دوران پیش از اسلام باشد.
دلایل شباهت هایی که این بنا با معابد میترائی دارد:
1. معماری این بنا ؛ همانگونه که گفته شد این زیارتگاه یک غار طبیعی است که البته بدنه آن جر چینی و در راهروی آن پله حجاری شده است. در گذشته معابد میترایی هیشه دور از شهر های و در غار می ساخته اند. و در جاهایی که غار نبوده معابد را بصورت زیر زمین می ساخته اند که روزخانه ها نیز ریشه در همان فرهنگ دارند. بیشتر مراسم مذهبی یزیدیان (مهر پرستان) در غاز انجام می شده است.
عکس معبد رئیس یا نیاسر در کاشان
2. چرا نام سلطان پیر غیب؟ مگر ادعا نمی شود که این مکان غیب شدن محمد حنفیه فرزند امام علی (ع) است پس چرا این نام را دارد؟ ؛
1) پیر یا پدر نام یکی از ستارگان هفتگانه و یکی از مراحل هفتگانه رسیدن انسان به میترا و بستن عهد و پیمان با وی است.
2) در میان بناهای مذهبی پیش از اسلام که پس از هجوم اعراب جلوه اسلامی پیدا کرده اند تعداد زیادی هستند که در نامشان از واژه پیر استفاده شده مانند:
لار و اطراف آن :پیر کهور، پیر سرخ،پیر زاویه،پیر پنهان،پیر کلندرو،پیر فاش،پیر خروس،پیر صدق،پیر شاه غیب،پیر مِشه، پیر اناغ،پیر براق،اردکان :پیر هریشت،مریم آباد یزد :ستی پیر،یزد :پیر بانو و پیر نارکی ووو
اگر در این بنا اثری از "تاورکتونی" پیدا شود می توان صد در صد این بنا را یک معبد میترایی خواند. تاورکتونی تصویر قربانی کردن یک گاو توسط میترا است. در صورتی که در این زمینه اطلاعاتی دارید می توانید از راه نظرات وبلاگ با ما در میان بگذارید.
اطلاعات اضافی:
آیین مهر پرستی یا میترائیسم یکی از آیینهای کهن ایرانی است که تا پیش از پیامبری اشو زرتشت بیشتر مردم ایران و هند به آن باور داشته اند. و حتی پس از چند هزار سال (تاریخ دقیق معلوم نیست ولی مطمئنا پیش از دوران زرتشت) هنوز هم در بعضی مناطق (مانند کنگاور ، کرمانشاه) کسایی پیرو این آیین هستند.
محمد حنفیه (محمد بنحنفیه)، از فرزندان امام علی (ع) که مادرش خوله حنفیه دختر جعفر بن قیس است و به همین جهت به این نام مشهور شدهاست.محمد در زمان حکومت عمر بن خطاب متولد شد و در ایام حکومت عبدالملک بن مروان درگذشت. سن او ۶۵سال بوده و در بقیع دفن شدهاست. او مردی عالم و نیرومند بوده و در جنگهای جمل و صفین شرکت داشت و بعد از شهادت علی (ع) در کنار برادران خود امام حسن مجتبی و امام حسین بود و به علت معلولیت و فلج دستان نتوانست در واقعه کربلا حاضر شود.فرقه کیسانیه او را امام و مهدی آخرالزمان می دانستند. این فرقه منقرض گشته و از بین رفتهاست. مختار بن ابیعبیده ثقفی كه بعدها به خونخواهی حسین بن علی قیام كرد خود را نماینده محمد حنفیه در کوفه معرفی کرد.
توجه : تحقیقاتم رو در این زمینه تکمیل تر می کنم .ولی چون درباره تاریخ و آداب و رسوم آیین میرایی منابع محدود است تحقیق کردن در این باره مشکل است از این رو در صورتی که شما هم در این زمینه اطلاعاتی دارید لطف می کنید بیان کنید.
+ نوشته شده در 90/06/27ساعت
توسط کامران بهزادی | |
پاسخ یکی از بازدید کننده گان ف --- ی:
برایتان آرزو می کنم به این درک و فهم برسید که این خاک ، خاک خداست و همه از ترک و تاجیک ، روستایی و شهری حق برابری نسبت به این شهر دارند. پیام شما بیانگر کوته نظری شما بود. بهتر بود برای ادعاهایتان دلیل هم می آوردید.
برایتان آرزو می کنم به این درک و فهم برسید که این خاک ، خاک خداست و همه از ترک و تاجیک ، روستایی و شهری حق برابری نسبت به این شهر دارند. پیام شما بیانگر کوته نظری شما بود. بهتر بود برای ادعاهایتان دلیل هم می آوردید.
+ نوشته شده در 90/05/17ساعت
توسط کامران بهزادی | |
مدتی پیش کارنامه اردشیر نبشته ی صادق هدایت رو می خوندم . این کتاب به زبان پارسی میانه یا همان پهلوی ساسانی نبشته شده که نزدیک به گویش محلی خودمون هست. این کتاب داستان به قدرت رسیدن اردشیر بابکان سر دودمان ساسانیان هست. از شبانی ، زیر دستی حاکم پارس ، خسبیدن در استبل اسپ ها ، آشنایی با کنیزک حاکم تا فرار ، جنگ با اردوان اشکانی ، گل گرفتن مهرک جهرمی ( در تنگ مهرک شهر گور )، آباد کردن شهرگور و ساختن آتشکده فارس در این کتاب نبشته شده است.این کتاب رو به دوست داران گویش محلی ، تاریخ شهر فیروزآباد ، تاریخ ایران باستان و صادق هدایت (نبیسنده ی میهن پرستی که سرشار از احساسات انسانی است) پیشنهاد می کنم.
+ نوشته شده در 90/04/25ساعت
توسط کامران بهزادی | |
